تبليغاتX
عاشقانه های آرام
 

اين دفعه اگه داشت بارون ميومد از زيرش فرار نکن برو زير بارون ببين چنتا از دونه هاي بارون رو ميتوني بگيري اندازه قطره هاي باروني که تونستي بگيري دوستم داري اندازه قطراتي که نتونستي بگيري دوست دارم.
 
 
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 17:58 توسط فهیمه |
 

خدایا ..
 
چه لحظه هایی که در زندگی
ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...
 
چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما
تو فراموشم  نکردی...
 
چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت
هام قایم شده بودی
 
 از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...
 
چه روزهایی که سرمو
تُو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای
 
 بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح من است ...
 
وقتی خسته از همه جا و
همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...
 
وقت از آدم های دور و برم دلم
گرفت ...
 
و دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم
آرامش دادی... 
 
 تو با حضورت به
خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس
 
 کشیدنم رنگ دادی...
 
وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا
دادی...
 
وقتی دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا
کردم
 
 فهمیدم که غم و غصه های دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه...
 
اون وقت
تو وجودم شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم ...
 
وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی
فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته
 
 هاش ...
 
نه شاد بودن واسه داشته
ها ... 
 
و وقتی به ازای نداشته ها  بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و
مهربونیت بیشتر
 
 پی بردم ...
 
و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی
 
خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون.....
 
خدایا به خاطر
سه چیز سپاسگذارم   
 
دادن هایت    ندادن هایت    گرفتن هایت.......
 
دادن هایت را
نعمت ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را  حکمت
 
 
 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:40 توسط فهیمه |
 

 

هر وقت اسم ترا به خاطر ميارم
قلبم فرو ميريزد
و بدنم سخت ميلرزد
.
.
.
بعد دستم را از زير بغلم دور ميزنم
و كتفم را با دست خودم محكم ميفشارم
چقدر سخته نه عليرضا؟
كه جز" دست خودم
تكيه گاهي ندارم...
 
بدترين درد ان نيست كه عشقت بميره
بدترين درد اينه كه به اوني كه دوستش داري برسي
بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه
بد ترين درد اينه كه عاشق يكي بشي و اون ندونه
 
 
کاش بودي ...تا دلم تنها نبود... تا اسير غصه ي فردا نبود... کاش بودي تا براي قلب من ...زندگي اين گونه بي معنا نبود... کاش بودي تا لبان سرد من... بي خبر از موج و از دريا نبود... کاش بودي تا فقط باور کني ...بعد تو اين زندگي زيبا نبود...كاش بودي
 
اين دنيا پر است از صداي پاي شياطيني كه در حالي كه تو را مي بوسند در ذهن طناب دار تو را به گردنت مي بافند
 
ميخوام بگم دوست دارم نه به 21 زبان دنيا ....... بلکه به زبان قلبم
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:36 توسط فهیمه |

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده می شد:
 

من کور هستم لطفا کمکم کنید

 

روزنامه نگار خلاقی از آنجا می گذشت نگاهی به مرد کور انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را بر گرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای مرد کور گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل بازگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او  خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
 
مرد کور هیچوقت ندانست او چه نوشته است ولی روی تابلو خوانده می شد:
 

امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم ...

 

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگیست.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است.
 
 
                                              لبخند بزنید
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:31 توسط فهیمه |

وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتي او تمام کرد من شروع کردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن است مثل تنها مردن است
 
اوني كه يه روز زده دلما شكسته امروز اومد نمك به زخمم پاشيد
نخواست كه آروم بگيره اين دلم نشست و با خنده دل از من بريد
رفت ونشست كنار اون كسي كه دلم ميخاد سر به تنيش نباشه
دنيا خراب شه همه رو سر اون من باشم و اوني كه دلم باهاشه
 
هميشه سعي كن اون چيزي رو كه دوست داري بدست بياري
وگرنه اون چيزي رو كه بدست مياري بايد بايد بايد بايد بايد بايد ............ ......... .. دوست داشته باشي.
 
نمي گويم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولي گاهي به ياد آور رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
 
 
يادته موقع رفتن گفتي كه عاشق ترينم
گفتي تا آخردنيادل به هيچ كسي نمي دم
بعد چند ماهي كه رفتي خبري از تو شنيدم
گفته بودي به يه قاصد عاشق يه عشق ديگم
 
شبانگاهان كه تابوتم به دوش آشنايان حمل ميگردد  تونيز اي آشناي سنگدل از خانه بيرون آي و با تنها كلامي كز درون سينه برخيزد بگو: اي اشنا رفتي برو منزل مباركباد
 
 
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود
 
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
 
گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:24 توسط فهیمه |
 

کوتاه ولی عمیق

 
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

• •
افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر.

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

ارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

• •
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

 
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم .
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:8 توسط فهیمه |
 

یه شب تو اوج صداقت زیر همه حرفات زدی
یه روز تو اوج لبخند اشکتو در میارم
یه شب تو اوج خوشبختی گفتی بریدم
یه روز تو اوج زندگی همه چیزو یادت میارم
یه شب تو اوج فراموشی برگشتی پیشم
یه شب تو اوج تنهایی به من گفتی دوست دارم
اما نه دیگه نه
برو ازت متنفرم
 
عشق چيزي نيست جز باراني از غم , پشت يك لبخند
 
وقتي سر خط مي نويسيم زندگي , نيم نگاهي به آخر خط داشته باشيم كه كج نرويم ! زيرا زندگي يك بوم نقاشي است كه در آن از پاك كن خبري نيست
 
خديا اگرتودردعاشقي را ميديدي
تو هم زهر جدايي را به تلخي ميچشيدي
اگر چون من به مرگ ارزوها مي رسيدي
پشيمان ميشدي از اين كه عشق را افريدي
 
گفتی ستاره موندنيست ديدی ستاره هم شکست؟!
عهدی ميون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .
 
دوست داشتن خيلي بهتر از عشق است. من هيچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترين قله هاي عشق پايين نمي اورم
 
خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است
 
 
در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري.
 
 
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 16:34 توسط فهیمه |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

abitarinpanjere

فهیمه

abitarinpanjere

http://abitarinpanjere.blogfa.com

عاشقانه های آرام

عاشقانه های آرام

عاشقانه های آرام

تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من
که جسارت با تو بودن در من جنبيد
و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی
و اين شد کار هرشبمان
من در انتظار شب و تو در انتظار
باز شدن آبی ترين پنجره دلم به سوی دلت
بعد غرق شدن نگاهمان در هم
و اين شد عاشقانه های آرام من و تو

عاشقانه های آرام

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

< src="http://www.asadiweb.com/my.php?username=fahimeh_sh" width="190" height="240" name="asadiweb" border="0" frameborder="0">