تبليغاتX
عاشقانه های آرام

دلم مي خواست

قدم به قدم با تو

برگ هاي پاييزي را كنار مي زدم

و روي خلوت نيمكتي چوبي

در دلتنگي عصرها

خستگي هايت را

به نوازش دست هاي من مي دادي

دلم مي خواست

در قاب پنجره ات

وقتي موهايم بوي دستان مهربان تو را مي داد

با لباس ساده عشق

به تماشاي رقص برگ ها

در جشن باد مي رفتم

و انعكاس آفتاب نيمروزهاي پاييزي را

در صداقت نگاهت مي ديدم

وقتي دلت براي دلم حرف مي زد

دلم مي خواست شيرين ترين انار پاييزي را

برايت دانه مي كردم

وقتي ميهمان تنهايي من مي شدي

و شب هاي بلند پاييزي را

قصه هاي تو برايم تمام مي كرد

دلم مي خواست

 در تاريك و روشن هاي صبح هاي زود

وقتي از خلوت كوچه ها فقط

صداي جاروي رفتگر پير مي آمد

از هرم نفس هاي تو

رنگ پاييز مي شدم

آن وقت ...

دلم مي خواست

تمام فصل ها پاييز مي شدند ...

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 16:16 توسط فهیمه |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

abitarinpanjere

فهیمه

abitarinpanjere

http://abitarinpanjere.blogfa.com

عاشقانه های آرام

عاشقانه های آرام

عاشقانه های آرام

تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من
که جسارت با تو بودن در من جنبيد
و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی
و اين شد کار هرشبمان
من در انتظار شب و تو در انتظار
باز شدن آبی ترين پنجره دلم به سوی دلت
بعد غرق شدن نگاهمان در هم
و اين شد عاشقانه های آرام من و تو

عاشقانه های آرام

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

< src="http://www.asadiweb.com/my.php?username=fahimeh_sh" width="190" height="240" name="asadiweb" border="0" frameborder="0">