تبليغاتX
عاشقانه های آرام
 عشق یک ماجراست، ماجرایی که باید آن را بسازی

می گفت عاشقم ، دوستش دارم و

بدون او هیچم و برای او زنده هستم....

او رفت، تنها ماند...

زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد......

از او پرسیدم از عشق چه می دانی

برایم از عشق بگو......؟

گفت: عشق اتفاق است باید بنشینی تا بیفتد

گفت: عشق آسودگیست،

خیال است...... خیالی خوش

گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود است.

گفت: خواستن و کمک است، گرفتن است.

گفت: عشق ساده است، همین جاست دم دست و

دنیا پر شده از عشقهای زود،

عشقهای ساده اینجایی و عشقهای نزدیک و لحظه ای

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........

گفتم: عشق یک ماجراست، ماجرایی که باید آن را بسازی

گفتم: عشق درد است درد تولدی نو.

گفتم : عشق تولد است به دست خویشتن

گفتم: عشق رفتن است، عبور است، نبودن است

گفتم:عشق جستجوست، نرسیدن است، نداشتن و بخشیدن است.

گفتم:عشق درد است، دیر است و سخت است.



گفتم: عشق زیستن است از نوعی دیگر...........

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام..........

گفتم عشق راز است.

راز بین من و توست، بر ملا نمی شود و پایان نمی یابد
....

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:18 توسط فهیمه |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

abitarinpanjere

فهیمه

abitarinpanjere

http://abitarinpanjere.blogfa.com

عاشقانه های آرام

عاشقانه های آرام - راز عشق

عاشقانه های آرام

تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من
که جسارت با تو بودن در من جنبيد
و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی
و اين شد کار هرشبمان
من در انتظار شب و تو در انتظار
باز شدن آبی ترين پنجره دلم به سوی دلت
بعد غرق شدن نگاهمان در هم
و اين شد عاشقانه های آرام من و تو

عاشقانه های آرام

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

< src="http://www.asadiweb.com/my.php?username=fahimeh_sh" width="190" height="240" name="asadiweb" border="0" frameborder="0">